ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

130

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

ديه‌هاى حومه آن را به گونه پناهگاهى از براى خود برگزيدند . بنا به گزارشى پسران سعد پسر مالك پسر عامر اشعرى ، عبد الله احوص ، عبد الرحمن ، اسحاق و نعيم در شورش بزرگ عبد الرحمن پسر اشعث شركت كرده بودند و پس از شكست وى در عراق به ايران گريخته بودند . اينان برخى از روستاهاى پيرامون قم را به زور گرفتند بسيارى از مردمان را كشتند و در آن جاىها خانه گزيدند . گزارشى ديگر زمان آمدن آنها را به ايران ده سال بعد يعنى در سال 94 / 713 مىشمارد و شيوه اسكان يافتن ايشان را آشتىآميزتر تصوير مىكند « 1 » . پسران سعد پسر مالك اشعرى عضوهاى اشراف قبيله‌هاى جنوب عربستان كه به كوفه هجرت كرده بودند ، بستگان و همراهانى بسيار را به ايران آوردند ، از آن پس اخلاف ايشان به مدت سه سده بر قم سيطره داشتند . در آغاز استقرارشان در قم فرزندان سعد بن مالك پايگاههاى ضد اموى داشتند اما دست‌كم به مفهوم فرقه‌اى آن ، شيعه نبودند . در زمان انقلاب عباسيان اينان در گرگان به قحطبه پسر شبيب سردار عباسى پيوستند تا به براندازى سلسله منفور اموى كمك كنند « 2 » . ولى چند دهه بعد بيشتر ايشان در شمار شيعيان امامى سرسخت درآمده بودند . گويند نخستين كس از اين جماعت كه در سلك پيروان امام جعفر ( ع ) درآمد يكى از پسران عبد الله پسر سعد پسر مالك بود . كه به احتمال قوى عيسى پسر عبد الله بوده است . از عيسى در كتاب‌هاى رجال امامى به عنوان راوى امام جعفر ( ع ) و پسرش موسى كاظم ( ع ) و طراح پرسش‌هايى نام مىبرند كه از جانب وى به امام على ( ع ) رضا داده شده است « 3 » . گويا بقيه كسان اين خاندان از اين مرد پيروى مىكرده‌اند . اما همه كسان نسل همروزگار وى به كيش شيعه در نيامدند .

--> ( 1 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، چهارم ، صص 175 - 176 حسن پسر محمد پسر حسن قمى ، تاريخ قم ، به كوشش جلال الدين تهرانى ، صص 242 به بعد . ( 2 ) . تاريخ قم ص 260 . ( 3 ) . نجاشى « الرجال » ص 228 ، توسى كتاب فهرست كتاب‌هاى شيعه به كوشش ا . اسپرنگر A . Sprenger و مولوى عبد الحق ص 228 .